مسیری که از ریاضی شروع کردم
تا سی سالگی، مسیر من ریاضی بود. تصمیم گرفتم آن را تغییر دهم — چون بالاخره فهمیدم مسیر واقعیام کجاست.
کارشناسی ارشد روانشناسی گرفتم و در یک دانشگاه علوم پزشکی مشغول به کار شدم. آنجا بود که برای اولینبار دیدم چقدر میتوانم تأثیرگذار باشم.
وقتی قراردادم تمدید نشد، احساس کردم یک فرصت بزرگ را از دست دادهام. اما بهجای توقف، یک سؤال دیگر پرسیدم: پتانسیل واقعیام کجاست؟
دوباره درس خواندم. در آزمون دکترا شرکت کردم و در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی پذیرفته شدم. همانجا فهمیدم فرصتها آنقدر که فکر میکردم محدود نبودند.
در کنار تحصیل، مشاوره دادن به دیگران و فعالیت در گروهدرمانیها را جدیتر دنبال کردم. این تجربه، الگوهای رفتاری تیمها و سازمانها را به من نشان داد — اینکه چطور یک تیم به موفقیت میرسد یا در جا میزند. همین شناخت، مرا بهسمت روانشناسی سازمانی و کوچینگ شغلی کشاند.
امروز، کار من ترکیب همین دو تخصص است: علم روانشناسی برای دیدن ریشه واقعی مشکل، و کوچینگ برای ساختن مسیر مشخص بهسمت جلو.
همانطور که من مسیرم را در سختترین شرایط پیدا کردم، معتقدم شما هم میتوانید.